نگاشته شده توسط: پیام نیکبخت | 23/12/2009

کتاب الله و سنتی

کسانی که دائم به حدیث کتاب الله و عترتی در کتب اهل سنت اشاره دارند لازم است بدانند که حدیث کتاب الله و سنتی نیز به تواتر و در کتب بسیاری از اهل سنت ثبت شده و نمی توان بصورت گزینشی عمل کرد و فقط احادیث باب میل خود و منطبق بر مذهب موروثی خود را پذیرفت و بیرون کشید. اگر کتاب الله و عترتی صحیح است پس هم اکنون عترت و اهل بیت کجا هستند تا ما به آنها چنگ بزنیم؟!! عترت فعلا غائب است و معلوم نیست تا چند میلیون سال دیگر نیز غائب باشد و بطور حتم چنین چیزی مد نظر رسول خدا نبوده که مردم تا نزدیکی های قیامت گمراه بمانند تا آن موقع تازه یکی بخواهد به عنوان عترت بیاید و کنار قرآن مردم را هدایت کند و اگر بگویید منظور از عترت در واقع احادیث و روایات رسیده از اهل بیت (در زمان غیبت) هستند، باید بگوییم اولا که صحبت از خود عترت است نه از سنت آنها یا از احادیث رسیده از آنها و ثانیا معتبرترین کتاب شما در این زمینه اصول کافی است که بسیاری از احادیثش ضعیف یا جعلی هستند و حتی خود علامه مجلسی 9000 از 15000 حدیث آنرا ضعیف دانسته و البته علامه برقعی(ره) در کتاب بت شکن نقد کاملی از آن نموده و احادیث جعلی رسیده از عترت را رد کرده(حتی تحریف قرآن نیز در این کتاب رسیده از عترت می باشد یا صحبت کردن الاغی بنام عفیر با پیامبر اسلام و یا حدیث 13 امام و غیره)، پس گذاشتن عترت هم ردیف با قرآن صحیح نیست و همان سنتی صحیح و منطبق با قرآن است و حتی حضرت علی که مدعیان تشیع خود را پیرو او می دانند همین نظر را داشته و در خطبه 125در مورد سوره نساء/ 59 فرموده: اگر در چیزی خصومت کردید آن را به خدا و رسول بازگردانید و فرموده : بازگرداندن آن به خدا این است که کتاب او را به داوری بپذیریم و بازگرداندن به پیامبر این است که سنت او را انتخاب کنیم. در نامه 53 نیز در مورد این آیه فرموده : پس بازگرداندن چیزی به خدا یعنی عمل کردن به قرآن و بازگرداندن به پیامبر یعنی عمل کردن به سنت او. حضرت علی(ع) در وصیت خود قبل از شهادت فرموده : اما وصیت من نسبت به خدا آن که چیزی را شریک خدا قرار ندهید و نسبت به پیامبر این است که سنت و شریعت او را ضایع نکنید این دو ستون محکم را بر پا دارید و این دو چراغ را فروزان نگهدارید. در انتها نیز لازم به تذکر است که احادیث باید منطبق و هماهنگ با قرآن باشند و حدیث کتاب الله و سنتی با آیات الهی منطبق است. به هر حال ما هیچ مخالفتی با عقاید و سیره ائمه نداریم ، سیره آنها مبتنی بر تمایل به صلح بوده و بر خلاف مدعیان تشیع همیشه بر کوس جنگ و تفرقه و تقیه نمی کوفته اند ، سیره آنها نشر علم بوده نه فیلتر کردن 80 درصد سایتها و وبلاگها، تحمل مخالف و انتقاد بوده نه ترور و شکنجه و زندانی کردن آنها در اوین و کهریزک، انطباق عقایدشان با قرآن بوده نه انطباق قرآن با عقایدشان، نداشتن زن صیغه ای، نگذاشتن مهر در نماز، خواندن5 نوبت نماز و خلاصه بگویم هرچه در مدعیان تشیع می بینی را برعکس کن به سیره ائمه می رسی. در انتها : امام و پیامبر نه اصل دینند و نه فرع دین ، بلکه تابع دینند و ما نیز مانند آنها باید تابع دین باشیم. الگو گرفتن نیز با بت و بتکده ساختن متفاوت است ! از روش آنها که شجاعت و عدالت و آموزش و مساوات و تحمل و بخشش و . . . بوده پیروی کن نه از احادیث واحد و ضعیف کتب عامه مسلمین، اینگونه خواهی دید که تمام دنیا حاضرند شیعه شوند!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: