نگاشته شده توسط: پیام نیکبخت | 14/10/2009

مسیحیت و شیعه

بسياري از عقايد موجود در تشيع از مسيحيت مي باشند كه همگي پس از ظهور اسلام وارد اين فرقه شده اند و بسياري نيز خيلي پس از ظهور اسلام و در دوره حكومت گمراه و ظالم صفوي وارد شده اند، به عنوان مثال مراسم تعزيه و نمايش صحنه كربلا كه در كوچه و بازار بر پا مي شود بر گرفته شده از مسيحيت است و در دوران صفويه وارد تشيع شده است، چونكه مسيحيان نيز در آن زمان مراسم به صليب كشيدن حضرت عيسي (ع) را به نمايش مي گذاشته اند، حال جالب اينجاست كه ديگر در اروپا و مسيحيت خبري از اين مراسمها نيست ولي شيعيان هنوز دست بردار نيستند،
و به طور كلي سبب ايجاد دولت صفويه نيز روشن است و همان مسيحيان اين حكومت را بر روي كار آوردند، چونكه در آن زمان امپراطوري عثماني كه سني بودند مي رفت تا تمامي اروپا را تصرف كند و بزرگان مسيحيت در آنجا به فكر چاره اي افتادند و نقشه ايشان اين بود كه دولتي را در پشت سر عثماني ها تشكيل دهند تا بدانها حمله كند و مسلماً بايد دولتي باشد كه مثل جماعت مسلمين نباشد تا با آنها ايجاد وحدت و اتحاد كند و چه كسي بهتر از شيعه كه زمينه دشمني، كينه و انحراف با بقيه مسلمين را در خود داشت، و با روي كار آوردن صفويه در ايران به زور شمشير اكثر مردم ايران را كه از اهل سنت بودند وادار به تغيير عقايد خود دادند تا آنها را به زور شيعه اثني عشري كنند و پس از آن جنگهاي خود را عليه دولت عثماني شروع كردند و از پشت سر حمله ور شدند و عثماني ها نيز براي مقابله با ايشان از اروپا به سمت ايران برگشتند تا با دشمن جديد خود مقابله كنند و بدين ترتيب مسيحيت در اروپا نجات يافت. (1)

در تاريخ مي خوانيم كه شاه عباس صفوي ارادت خاصي به مسيحيان داشته و آنها را به نزديك خود آورده و محله اي به نام جلفا را در نزديكي اصفهان به آنها داده كه هنوز نيز اين محله با كليساي خود موجود است و شيعيان نيز در صورتيکه بعضي اوقات نياز به نوشيدن شراب پيدا کنند به اين محله مراجعه مي کنند. البته شاه رافضي از آن طرف به هرات لشكركشي مي كرده و مردم سني آنجا را قتل عام مي كرده و با طلا و جواهرات آنها به پيشنهاد علماي شيعه براي قبر امام رضا گنبد طلا درست مي كرده است، هم اكنون نيز فرزندان و جانشينان صفويه هنوز مساجد اهل سنت را در ايران تخريب مي كنند و با كمال افتخار ادامه دهنده راه آنها هستند تا بدانها در دوزخ ملحق شوند(2)، و در سفرنامه براداران شرلي نيز مي خوانيد كه شاه عباس با آنها شراب مي نوشد و به آنها مي گويد: من هم مثل شما عيسوي مذهب هستم!

البته بايد هم از مسيحيان خشنود باشد چونكه همانها او را به قدرت نشاندند و همانها به او خط مي دادند كه چطور مي تواني حكومت خود را حفظ كني، دستوراتي چون اينكه براي مردم تكيه بساز تا همانجا به عزاداري سرگرم باشند و به حكومت كاري نداشته باشند و در ضمن جمعيت مساجد نيز با وجود تكيه كم رنگ مي شود و از آن طرف نيز پياده به زيارت قبر امام رضا برو و گنبد آنرا نيز طلا كن و پاي امضاي خود نيز بنويس كلب آستان علي! تا كسي ذره اي در ارادت تو به اهل بيت شك نكند، و جالب اينجاست كه هنوز نيز شاه عباس شرابخوار در ميان بسياري از مردم ايران محبوب است و او را دوست دارند و مي گويند: خدمات زيادي برايمان انجام داده (آري، خدمات زيادي در ريشه كن کردن اسلام انجام داده) و البته پايه و ريشه تشيع نيز از يهوديت است، شخصي چون عبدالله بن سبا كه عقيده جانشيني بلافصل و همينطور غلو در مورد حضرت علي و يا لعن خلفا را با خود آورده است، و جالب اينجاست كه علماي شيعه وجود چنين شخصي را منكر مي شوند ولي امام زمان را كه هيچ كس نديده و در تاريخ نيز به نبود فرزند براي امام حسن عسكري تصريح شده است به طور حتم موجود است، و نمي بايست در نبودن او ذره اي شك كرد و نائب بر حقش نیز باید تا قیامت ولی امر کل مسلمین جهان باشد!!

عقايدي چون غلو در مورد ائمه و دادن عصمت به آنها و دادن صفات خالق به آنها هم از مسيحيت است، چونكه مسيحيان نيز در مورد عيسي غلو مي كنند و گاهي او را پسر خدا و گاهي خود خدا معرفي مي كنند و يا مي گويند: براي رفتن به پيش خدا يا پدر بايد ابتدا به پيش پسر يا همان مسيح برويد! تا او واسطه و شفيع شما نزد خداوند باشد، شيعيان نيز ائمه را واسطه و شفيع مي دانند و در هنگام دعا به جاي خداوند آنها را صدا مي كنند و مي بيني كه مثل مسيحيان كه يا عيسي مسيح و يا مريم مقدس مي گويند، شيعيان نيز مرتب يا علي، يا حسين و يا حضرت عباس ورد زبانشان است، و مثل مسيحيان بر سر قبور خود شمع روشن مي كنند يا قبور را زينت مي‌دهند و بر روي آن ساختمان مي سازند كه در حديث معروف پيامبر ص نيز به اين موضوع اشاره شده كه لعنت بر يهود و نصارا كه قبور پيامبران خود را مسجد كردند.

مسيحيان عقيده دارند كه به صليب كشيده شدن حضرت عيسي به خاطر بخشيده شدن گناهان مسيحيان بوده و عيسي با اينكار خود شفيع ما شده است، و همين عقيده نيز در ميان شيعيان ديده مي شود و مي گويند: ريخته شدن خون امام حسين و شهادت امام حسين در كربلا باعث بخشيده شدن گناهان ماست و هر كس به زيارت قبر او رود گناهان گذشته و آينده او پاك خواهد شد!

واژه روحاني نيز از همان مسيحيت وارد شده است، همانند مسيحيان كه پدر روحاني و مادر روحاني دارند و در صدر اسلام هيچ يك از صحابه پيامبر داراي چنين عنواني نبوده، مخصوصاً هم اكنون كه روحانيت با اين سازمان و تشكيلات موجود است كه سابقه اي در اسلام ندارد و مثل دوران سلطه و قدرت كليساها در اروپا مي باشند و هر گونه مخالفتي را با مذهب و فرقه خود نابود مي كنند.

همانطور که مسيحيان ميلاد حضرت عيسي را جشن و عيد مي گيرند، شيعيان نيز روز ميلاد امامان را جشن مي گيرند، در صورتيکه در دين اسلام تنها دو عيد داريم که هر دو نيز مربوط به امور ديني است و امري شخصي نيست و ربطي به افراد ندارد، يکي عيد قربان و ديگري عيد فطر، دليل اين امر نيز اين است که اسلام و قرآن با ستايش افراد مخالف است و بيشتر توجه مردم را به سوي خود دين جلب مي کند نه بزرگان ديني؛ يا مسيحياني كه مي گويند جهان به خاطر حضرت عيسي آفريده شده است و عين همين عقيده ميان شيعيان نيز مي باشد چونكه مي گويند: جهان به خاطر پنج نفر آفريده شده است! و البته در انتها همه آنها نيز فقط به خاطر فاطمه زهرا آفريده شده اند!، براي همين است که مي بينيد مبلغان مسيحي با ايرانيان شيعي کمتر دچار مشکل مي شوند و ايرانيان را براحتی مسيحي مي کنند چون خيلي از شيعيان در ايران هستند که به مسيحيت گرويده اند(3)، يکي از علتهاي اين امر هم وجود تشابهات زيادي مي باشد که بين تشيع و مسيحيت وجود دارد.

روحانيون شيعه نيز دائم مي گويند: اهل بيت و معصومين کشتي نجات هستند، پس به داخل آن بياييد، بايد گفت: متاسفانه اين کشتي که شما با همکاري غاليان به نام اهل بيت ساخته ايد، سوراخ مي باشد و هر لحظه در حال غرق شدن است و نمي توان به داخل آن رفت و کشتي نجات نيز قرآن و سنت است، البته اهل بيتي که موافق با قرآن و سنت باشند نيز کاملاً مورد قبول ماست و بايد از تعاليم ايشان استفاده نمود، آخوندها و مروجين خرافات در ايران طوري در ذهن همگي انداخته اند كه اهل سنت هيچ دليل و حرفي براي گفتن ندارد، در صورتيكه اين شيعه مي باشد كه هيچ حرفي براي گفتن ندارد و دلايل ايشان نيز بي اساس است، ولي اينقدر براي مذهب خود تبليغات نموده اند كه همه مطمئن هستند كه تنها ايشان ميان مسلمين داراي حق كامل مي باشند در صورتيكه عقايد باطل فراواني دارند.

پس تمامي عقايد موجود در اسلام كه برگرفته شده از اهل كتاب است مي بايست ترك شوند و دليل جدايي و ايجاد فرقه ها همين عقايد هستند.

——-

(1) روزي در يكي از خيابانهاي هندوستان يك گاو ايستاده بود و شخصي انگليسي مي خواست از آنجا عبور كند و شروع كرد به عقب راندن آن گاو، ناگهان مردم به او گفتند: اين چه كاري است كه مي كني و بايد صبر كني تا خود گاو به ميل خودش كنار برود! و مگر نمي داني كه در اينجا گاوها مقدس هستند، آن انگليسي هم دم آن گاو را بالا گرفت و عقب گاو را بوس كرد، پس از ماجرا دوست او گفت: اين چه كاري بود كه انجام دادي؟ آن انگليسي در پاسخ گفت: من مخالفت كه نكردم بلكه تازه با اينكار خود اين مردم نادان را صد سال به عقب برگرداندم. حال ما مي گوئيم: با آمدن صفويه و خرافات و عقايدش و تفرقه اي كه انداخت، مردم ايران را ده هزار سال به عقب برگرداند چون هنوز آثار شوم آن پديدار است، و مي بيني كه در ميان مسلمين و حتي كشورهاي ديگر كاملاً منزوي هستند و هنوز هم از آن عقايد مسخره اي كه روحانيون و دولتمردان صفوي به ارمغان آوردند دست بر نمي دارند و با جديت تمام راه آنها را ادامه مي دهند.

(2)جالب است كه آخوندها علت حادثه عاشورا و حتي انحرافاتي كه هم اكنون ميان مسلمين است همگي را بر گردن حضرت ابوبكر و عمر مي اندازند ولي چنانچه هم اكنون كسي بگويد لعنت بر آخوندها كه با انقلاب خود باعث مشكلاتي برايمان شده اند خرافيون فورا مي گويند: اي آقا، اين مشكلات چه ربطي به آنها دارد و اصلاً خودشان را مقصر نمي دانند، ولي هنوز پس از گذشت سي سال از انقلاب نشسته اند و به شاه ايراد مي گيرند و دائم سريال مي سازند و هنوز او را مسبب مي دانند ولي خودشان را در هيچ جايي مقصر نمي دانند.

(3)فکر مي کنم علت تنفر عده اي از ايرانيان بي بند و بار، از اميرالمومنين عمر (رض) به خاطر موضوع خلافت نيست، بلکه اينها بهانه است و علت اصلي تنفر ايشان اين است که چرا آنها به دين زرتشتي يا مسيحي نمانده اند، تا به راحتي هر کاري خواستند بکنند و توسط حضرت عمر (رض) مسلمان شده اند، چون به هرحال اسلام قواعدي دارد که برايشان مشکل و دست و پا گير است، و نمي توانند به راحتي بي حجاب باشند يا نماز نخوانند يا شراب بنوشند يا هرکاري ديگر بکنند، به همين خاطر است که خيلي از ايشان مسيحي مي شوند، که البته به نظر ما روافض، مسيحي شوند خيلي بهتر هم هست، چون لااقل اين لکه ننگ از اسلام پاک مي شود و اسلام بدنام نمي‌شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: