بهائيت يكي از زير شاخهها و شعبههاي مذهب تشيع است، و از بسياري جهات با مذهب مادر خود تشابه دارد، و البته عجيب نيست چون زائيده آن است.
وقتي باب فرقهگري را در اسلام بگشائيد بايد هر روز نيز شاهد ظهور امري جديد و اختراعي نو در دين باشيد.
خود شيعه با اين اعتقادات فعلي بدعت و انحراف در دين است، چه برسد به فرقهاي ديگر از زير مجموعههاي آن.
شيعيان اوليه چنين اعتقاداتي را نداشتهاند، عقايدي همچون خلافت بلافصل علي از جانب خدا، عصمت، علم غيب، توسل و امام زمان.
ولي امروز شاهد آنيم كه انواع خرافات در اين مذهب موج مي زند، و مي توان گفت: بيشتر آنها نيز از حدود قرن سوم به بعد پيدا شده اند، از زمان ظهور علمايي همچون جناب كليني و غيره …
البته در زمان ظهور دولت منحوس صفويه به اوج اقتدار و ظهور خود مي رسند و پديدههايي را به جهان اسلام عرضه ميكنند كه تا آن زمان سابقه نداشتهاند، كساني چون علامه مجلسي كه كوششهاي بي نظيري در ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني انجام داده است، و مي بايست لوح افتخار ايجاد خرافات و تفرقه را به ايشان داد و لقب مُرَوِّج الخرافات و حارس البدع برازنده اوست.
لازم به تذكر است كه بهائيان بدشان نمیآید که حکومت و قدرت را در ايران به دست گیرند و البته از ثروت و نفوذ خوبي نیز برخوردار هستند، حتي در ميان كشورهاي بیگانه و حتی در میان کسانی چون اسرائيل.
برخي از كانالهاي سياسي در خارج از ايران نيز وابسته به همين بهائيان هستند و مذهب بهائيت را تبليغ ميكنند و بايد گفت: چنانچه مردم ايران بخواهند از تشيع به بهائيت روي آورند در واقع از چاله به چاه افتادهاند، و فرقي با قبل نداشتهاند.
در اينجا برخي از تشابهات بهائيت با تشيع را ذكر ميكنيم، و لازم به تذکر است که منظور ما تشیع صفوی، غالی و خرافی است، نه شیعیان واقعی مکتب اهل بیت که در واقع انسانهایی نیکوکار هستند، و خواستار آن هستیم كه مردم از هر دوي اين مذاهب منحرف و جعلي دست بردارند و فقط مومن و مسلم باشند و تنها به قرآن و سنت پيامبر صلی الله علیه وسلم چنگ بزنند، چون هرچه غير از اين دو باشد و در قرون بعدي ايجاد شده باشد بطور حتم داراي اشتباهات، انحرافات و بدعت مي باشد.
در اینجا به ده مورد از تشابهات میان این دو فرقه اشاره میکنیم.
1- هر دو با دست بیگانه شکل گرفتند، نطفه خرافات اولیه تشیع صفوی ابتدا به دست ابن سباء (خاخام یهودی) و سپس توسط شاه اسماعیل اول، شاه عباس و علمای جبل عامل لبنان و حمایت و تشویق کلیسای روم و پادشاهان انگلستان و …. تقویت شد.
2- هدف هر دو ایجاد رخنه و تفرقه در جهان اسلام بود. تشیع در جهان اسلام و بهائیت در تشیع.
3- هر دو شهرهای مقدسی در کنار مکه و مدینه دارند، تشیع صفوی: مشهد، قم، کربلا، نجف، سامره و کاظمین. بهائیت: عکا، حینا و خانه، باب در شیراز.
4- هر دو کتابهای مقدسی در کنار قرآن دارند، تشیع صفوی: مفاتیح الجنان، بحارالانوار، اسرار آل محمد، اصول کافی. بهائیت: کتاب اقدس.
5- هر دو فرد پرستند، گرچه این مشخصه تمام فرقه هاست. تشیع صفوی: علی پرست، امام پرست و خمینی پرست. بهائیت: بهاء الله و …
6- برای هر دو فرقه، فرد مهمتر از خداست. به افراد بيشتر از خدا اهمیت می دهند.
7- هر دو با نفوذ در مراکز قدرت در جهان اسلام، جنگ و خونریزی و آشوب به راه انداختند، بهائیت در دل دولت صهیونیستی اسرائیل، و تشیع در دولتهای صفویه و جمهوری به ظاهر اسلامی در ایران.
8- کتابهای هر دو پر از تناقضات، سفسطهها، تاویل دلخواهی آیات قرآن، توجیهات و بازیهای جدلی و کلامی است.
9- متفکرین و رهبران شیعه و بهاییت در ابتدای کارشان، مدعی عدم دخالت سران و پیروانشان در سیاست و مشاغل سیاسی بوده اند ولی به محض پیدا شدن آب، چنان ماهیگیران قهاری شدند که نگو. نمونهاش روحانیون زمان صفوی و روحانیون پس از سقوط سال 57 و بهائیت در زمان سلطنت محمد رضا شاه پهلوی.
10- رگههایی از فساد جنسی در هر دو دیده میشود، در تشیع: صیغه، و در بهائیت: عدم حرمت ازدواج با برخی محارم.
پس کسانی که میخواهند بهایی شوند، به مواردی که ذکر شد توجه داشته باشند.





















سلام علیکم چگونه می توانم با استاد امیری ارتباط برقرار کنم ما راراهنمایی کنید
توسط: sadegh در 19/12/2009
در 9:13 ب.ظ.
سلام
من نمیخوام با تعصب با شما صحبت کنم
ولی برای شما متاسفم چون به دلیل نداشتن منبع کافی یا قابل استناد اومدی اسلام و شیعه را که خودش یه دستورکامل ویه راه صحیح برای زندگی هست روباآدمها(مثلا همین دخترهای بی حجاب یا بعضی دیگر فیلمها و تصاویر ) زیر سوال بردی و تخریب کردی (البته به نظر خودت) ولی در مورد اصل اسلام و شیعه چی میتونی بگی میتونی یه اشکال ریز برای امامان(علهیم السلام ) ما پیدا کنی یا یه دستور اشتباه از ایشان دیده ای البته از همون زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)
هم انسانهایی بوده اند که به ناچار یا برای منافع دنیایی خود اسلام را قبول کردند همانطور که در جاهای مختلف قرآن مجید هم اشاره شده (مثل ابوسفیان و…..) ومن به شما برادرانه توصیه میکنم که این کار بی نتیجه را ادامه ندهی چون:
1. به قول خود شما باعث تفرقه و سوء استفاده دشمن میشه
2. گناه شما چند برابر میشود به دلیل اینکه گمراهی شما برای شماست ولی سعی به گمراهی دیگران هر چند بیهوده گناه بزرگی است
درخواست پاسخ
توسط: Ali در 29/05/2011
در 5:22 ق.ظ.