اگر علما و مراجع مدعی تشیع، فقط به همین یک سئوال ما پاسخ دهند ما از جانب تمامی مسلمانان جهان اعلام می کنیم که حاضریم، مذهب و عقاید آنها را قبول کنیم!!
شما برای ما :
-
5 حدیث [1] ( با تواتر لفظی )
-
از کتب خودتان (از کتب شیعه)
-
از 5 طریق مختلف
-
با سند صحیح [2]
-
از پیامبر گرامی اسلام بیاورید که در آنها شخص پیامبر(ص) فرموده باشند :
- حضرت علی (ع) خلیفه (منظور ما ولایت است و نه وصایت[3] ) بلافصل من به فرمان خدا هستند.
- یا شخص حضرت علی فرموده باشند معنای مولی در غدیر خم یعنی خلیفه یا اینکه فرموده باشند: مراد از آیه ابلاغ یا آیه ولایت من هستم یا همین موضوع را پیامبر فرموده باشند !
- مهدی موعود ، فرزند امام حسن عسگری است [4]
- پیامبر اسلام علم غیب دارند(به غیر از وحی) یا از جانب خدا (و نه انتخاب مردم مدینه) حاکم مدینه شده اند و یا به غیر از مورد وحی، عصمت دارند.
- تفسیر و توضیح قرآن، فقط مختص حضرت علی (ع) و فرزندان ایشان است .
- جواز گنبد و بارگاه ساختن روی قبور
- زیارت عاشورا و دعای ندبه و توسل
- حضرت علی (ع) و یا فاطمه متولی فدک نبوده بلکه مالک یا وارث فدک بوده اند.
دقت کنید که مسلمانها طبق نص صریح قرآن، دین خود را باید از قرآن و سنت نبی اکرم(ص)(که آن هم باید منطبق با قرآن باشد) بگیرند. پس احادیثی که برای ما می آورید باید از قول پیامبر(ص) باشد نه از قول ائمه(که عده ای غالی و خمس دزد، اطراف آنها را گرفته و از زبان مبارک آنها حدیث دروغ جعل کرده اند) دقت کنید شما فقط در کتاب بحار الانوار 700 هزار حدیث دارید در اصول کافی 13 هزار حدیث و اگر احادیث کتب دیگر شما را روی این تعداد بریزیم تعداد احادیث شما از یک میلیون حدیث بیشتر می شود، شما به جای استناد روز و شب به کتب اهل سنت از بین این یک میلیون حدیث کتب خودتان، 5 حدیث ( برای هر سئوال 5 حدیث) با شرایط فوق بیاورید تا ما تسلیم شما شویم! البته برای اینکه زحمت بیهوده نکشید خدمت شما باید عرض کنم : گشتم ، نبود، نگرد، نیست! آری شما نه تنها سندی از قرآن برای اثبات عقاید شرک آمیز ضاله خودتان ندارید بلکه حتی در کتب خودتان هم حدیث صحیح السند و بدون انقطاع و متواتری از قول پيامبر اسلام در این زمینه ندارید؟ پس استناد روز و شب شما به کتب اهل سنت چیست؟ برادر گرامی آقای قزوینی در قیامت، حجت شما چیست؟ که اینهمه در حال گمراهی شیعیان هستی؟
با اینکه ما در اینجا 3 آوانس به شما دادیم ولی باز هم شما در این مبارزه طلبی، شکست می خورید . 3 آوانس ما :
- احادیث، حتما از کتب خودتان (شیعه) باشد!!
- خبر واحد باشد (زیرا کمتر از 10 طریق می شود خبر واحد)
- راویان این روایات، طبق نظر علمای علم رجال شیعه، رد و یا تایید شوند! [5]
در برابر این سه آوانس، ما از شما فقط یک خواهش داریم و آن اینکه : موضوع مورد اشاره ما دقیقا در حدیث آمده باشد، یعنی به عنوان مثال، حضرت علی (ع) دقیقا این جمله را فرموده باشند: پیامبر اسلام در غدیر خم من را به عنوان خلیفه بلافصل من عندالله معرفی کرد! و یا اینکه پیامبر(ص) دقیقا فرموده باشند: حضرت علی به فرمان خدا خلیفه بلافصل من است. من می دانم که در کتب عامه مسلمین[6] یکی دو حدیث داریم که پیامبر(ص) فرموده اند : علی ولی بعد از من است . ولی :
- اینها خبر واحد است و چون مدرکی از قرآن و عقل و تاریخ و اجماع مسلمین ندارد و صدها حدیث ضد هم دارد پس نمی تواند حجت باشد.
- پیامبر اسلام، سخنانی در خصوص خلافت عمر و ابوبکر هم فرموده اند و مشخص است که اینها یا اخباری غیبی است که نبی اکرم(ص) از جانب وحی مطلع شده اند و از باب خبر دادن از آینده بیان کرده اند و یا توصیه و سفارشی است به انتخاب این افراد از سوی مردم .
- پیامبر(ص) مانند بسیاری از موارد دیگر، نظر شخصی خود را فرموده اند(رغبات شخصی) و هیچ کجا نفرموده اند اینکه من گفتم (یعنی ولایت علی) فرمان و دستور خداست.
درست است که خدا در قرآن در خصوص پیامبر اسلام فرموده: و ما ینطق عن الهوی ولی در ادامه همین آیه می فرماید : ان هو الا وحی یوحی : این یعنی اینکه سخن پیامبر اسلام فقط در حوزه وحی، خالی از خطا و اشتباه است ولی در سایر موارد، مسلمانها می توانند مخالفت کرده و نظر خود را بگویند و مگر مشورت (و شاورهم فی الامور: ای پیامبر در امور با آنها مشورت کن) چیزی جز ابراز مخالفت است؟!! براستی مگر خدا می خواسته گوسفند تربیت کند؟ موارد زیر که برخی از آنها نیز در قرآن است دال بر این است که حتی پیامبر(ص) اسلام نیز اشتباه داشته اند یا نظری بهتر از ایشان نیز وجود داشته است :
- اخم کردن به شخص کور(عبس و تولی)[7]
- فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ، پس صبر كن كه وعده خدا حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و بامدادان ستايشگر باش(سوره غافر آیه55)
- فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ پس بدان كه هيچ معبودى جز خدا نيست و براى گناه خويش آمرزش جوى و براى مردان و زنان با ايمان (طلب مغفرت كن) و خداست كه فرجام و مآل (هر يك از) شما را مىداند(سوره محمد آیه19)
- انا فتحنا لک فتحا مبینا(1) لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا(2) ما تو را پيروزى بخشيديم (چه) پيروزى درخشانى، تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند(سوره الفتح آیات 1 و 2 )[8]
- نگفتن ان شاء الله (سوره کهف آیات 23 و 24 )
- افشای رازی برای همسران خود و اینکه چرا چیزی را که خدا برای تو حلال کرده حرام کردی (سوره تحریم)
- از خدا سزاورتر بود بترسی تا از خلق(سوره احزاب آیه37 )
- خدا تو را ببخشد چرا قبل از اینکه دروغگو از راستگو بر تو معلوم شود بدانها اجازه دادی(سوره توبه آیه43)
- و لا تکن للخائنین خصیما(سوره نساء آیه105) و نیاید که به سود خیانتکاران به خصومت برخیزی، در مورد داستان بنی ابیرق است که در دزدی زرهی دست داشتند و با جنجال می خواستند گناه را به گردن دیگری بیندازند. حتی پیامبر(ص) قتاده بن نعمان را که عزیز و بدری هم بود و شکایت دزدی او پیش پیامبر برده بود، سرزنش کرد، که آیه آمد.
- طلب استغفار برای منافقان (سوره توبه آیه113)
- شک ( سجده 23 )
- عجله در خواندن قرآن (و لا تحرک لسانک لتعجل به)
- فراموشی : (ای پیامبر) هر گاه شیطان تو را به فراموشی انداخت پس دیگر با گروه ظالمان منشین : وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (سوره انعام آیه68 )
- عجله : لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ : زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن (= قرآن) حركت مده(سوره قیامه آیه16)
- انتخاب محل سپاه در جنگ بدر و سپس تغییر محل، طبق نظر یکی از انصار
- منع مردم مدینه از گرده افشانی درختان نخل و . . . .
آری در قرآن به صراحت بیان شده که: قل انما انا بشر مثلکم : ای پیامبر بگو من نیز انسان و بشری مانند شما هستم! و آیا بشر جز فراموشکاری، تردید، ترس، غمگین شدن، عاشق شدن، فکر کردن، دیدن و شنیدن و سخن گفتن و خطا کردن، چیز دیگری هم هست؟ اینها بر خلاف تفکر احمقها، نه تنها ارزش پیامبر اسلام را کم نمی کند بلکه مقام او را نزد عاقلان بالاتر برده و ما را به صحت گفتار او مطمئن ساخته[9] و فقط اینگونه است که ما می توانیم از ایشان الگو بگیریم.





















یا او
خود گویی و خود خندی – عجب مرد هنرمندی …. استاد !!!!
لازم نیست که آدمی بخوذش آنهم با نامهای دیگران استاد بخواند تا دیگران آنها را بخوانند !!!! ضمنا چه نسبتی نیکبختی را با اینهمه دل چرکینی نسبت به مخالفین …؟!!!! خیلی داغ کردی … پیامبر اکرم صلوات الله علیه چنین مشی ای را قطعا نداشت که اگر داشت ما پیروش نمیشدیم… سعی کنیم واقعا پیام نیکبختی را داشته باشیم. یا الله
توسط: فاطمه در 19/12/2010
در 12:41 ب.ظ.
مدیر وبلاگ اینجانب پیام نیکبحت هستم و نویسنده متن ها استاد علی حسین امیری است
توسط: پیام نیکبخت در 21/12/2010
در 11:34 ق.ظ.